مصطفی امیرخانی

شش سيگما و تحليل آماري و منحني نرمال

انسانهای بی ریشه

........... برگ سبزی هدیه به گروه فرهنگی اجتماعی – طالقان ، بهشتی دیگر 

" انسانهای بی ریشه را باد به این سو و آنسو می‌کشاند "

خوب ، فرصتی دست داد تا در مورد یکی از پایه‌ای ترین و بنیادی ترین مباحث علوم اجتماعی صحبتی کنیم.

شاید دقت کرده باشید، بسیاری از انسانهای عاقل و خردمند در طول زندگیشون حتماً به یه سئوال اساسی مواجه می‌شوند.

+++   ادامه مطلب را در اینجا بخوانید.

 

                                                                                                مصطفی امیرخانی ( نوه فیاض طالقانی )

                                                                                  روستای تکیه ناوه طالقان

                                                                                            پنجشنبه 4 اسفند 90


... حالا دیر و زود داره ، ولی کلاً در مواقع بحرانی و تلاطم روزگار ، انسانها برای اینکه خودشون رو تو جامعه پیدا کنند یا به اصطلاح نهایت اعتماد بنفس رو برای اینکه بهتر بتوانند   از مشکلات متنوع اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی عبور کنند ، همیشه دنبال یه گمشده‌ای در زندگیشون هستند ، سئوالاتشون معمولاً در مورد اینکه پدر و مادر من،  یا پدر بزرگ و مادر بزرگمان یا اجداد ما ، از کجا اومدن ؟ ... تو چه منطقه‌ای زندگی می‌کردن ؟ ...  چه جور جایی بوده ؟ ...  اون منطقه به چه صفات خاصی معروف بوده ؟ ... آیا من نوعی اون صفات رو دارم ؟

اصلاً سهم  عامل وراثت در فرهنگ و آداب ما تا چه مقداره؟ ... یا اینکه تمام آداب و سنن و فرهنگ نسل جدید برگرفته از محیط  فعلی زندگیشونه؟

"  البته ناگفته نمونه که بسیاری از جامعه شناسان مهمترین عامل شکل گیری شخصیت باطنی افراد رو تو محیط زندگی بخصوص هفت سال اول  زندگی می‌دانند یعنی قبل از رفتن به مدرسه و اولین جدایی کوتاه مدت از مادر و پدر و آشنایی با اقوام و طرز فکرهای متنوع و گوناگون "

... پس  بطور واضح می‌بینیم که خیلی از ماها برای اینکه محکمتر باشیم ، دنبال ریشه می‌گردیم.

ممکنه برای بعضیها در شرایط سنی خاص یعنی در سنینی که عقلشون کامل نشده، دنباله روی از والدین و پیدا کردن ریشه‌های فرهنگی و سنتی یک نوع نقطه ضعف و عامل پسرفت در اجتماع باشه، خوب بهتره یه روانکاوی شخصیتی داشته باشیم تا بهتر این مسئله رو بشکافیم تا به عمق و معنی اون دست پیدا کنیم.

اولین مسئله‌ای که مطرح میشه، عامل ناسازگاری یا عدم تفاهم در مسائل اقتصادی و فرهنگی والدین با سایر افراد محیط زندگی بچه‌هاست، رفت و آمدها و تبادل اطلاعات فرهنگی با سایرین برای انتخاب دوستان ماندگار ، بطور اخص اولین عامل ، پذیرش و درک سلیقه‌های اقتصادی و فرهنگی بین اونهاست.

واضح تر بگویم ، برای ایجاد صمیمیت و به اصطلاح رفاقتهای خیلی نزدیک و وارد شدن در جمع های بزرگ ، یک سری آداب معاشرت و مسائل پیچیده فرهنگی باید براشون حل بشه، همدیگر و بپذیرند و به اخلاقیات و روحیات والدین سازگاری کامل داشته باشه... البته همه والدین این حساسیتها رو ممکنه نداشته باشند ، ... ولی برای یک ارتباط سالم و واقعگرا ... لزوماً آشنایی با محل تولد پدر و مادر و اجدادشون ... مهمتربن نقش را در انتخاب دوستان جدید می‌تواند داشته باشد.

این آشنایی با فرهنگهای افراد دیگر مانند تمام پدیده ها دارای دو جنبه یا دو روی متفاوت است.

مانند کاربردهای دوگانه ابزاری ، یکی در جهت مثبت و یکی در جهت منفی شبیه دو روی یک سکه !

پذیرش محض و قبول کامل فرهنگ بیگانه ، حالا چه خوب یا بد ،  به نوعی جنبه منفی این قضیه است.

چرا؟ ... بدلیل اینکه با ورود به سنین میانی زندگی و کامل شدن قوای عقلانی ، یک خلاء شخصیتی و فرهنگی برای کشف و آشنایی با ریشه ها و مبادی پرورش فکری و روحیات اخلاقی ، فرهنگی و سیاسی پدید می‌اورد که نا خودآگاه در ضمیر خفته هر انسانی قرار دارد، حال با درک این مسئله که خواه ناخواه حتی با یک جرقه عاطفی امکان بیدار شدن آن وجود دارد، پس عقلانی ترین کار، پیشگیری قبل از درمان به نظر میرسه راه حل صحیحی باشد.

با کنکاش در مسائل فرهنگی و شخصیتی افراد جوامع مختلف ، که در کتابها و رمان های مشهور نیز بسیار به چشم می‌خورد، این مسئله مهم است که ، تا وقتی که انسانها مشغول به فعالیتهای ثمر بخش و پیشبرنده اقتصادی و اجتماعی هستند و به اصطلاح با بهره مندی و رضایت خاطر از شرایط مادی و فرهنگی و حتی عاطفی در شرایط ایدآل به سر می‌برند ، نیازی به ارتباطات اجتماعی نمی‌بینند ، چون فکر می‌کنند! که هر نوع ارتباطی با سایر افراد کم بهره ، به سود آنها نبوده و فقط منافع مادی مد نظرشان می‌باشد.

یا به قول عرفا در رفاهیات و ظواهر غافل کننده دنیوی غرق شده‌اند.

خوب حالا با بالا رفتن سن و حتی کوچکترین شوک های عاطفی ، انگیزه بهره مندی از رفاهیات در آنها کم رنگ شده و با کاهش لذات غریزی ، سمت و سوی علایق آنها به سمت معنویات سوق پیدا می‌کند.

... و در وهله اول همان مسئله مهم و اساسی ... یعنی پیدا کردن ریشه ها و اتصال به آنهاست که سوای ارتباطات تفریحی و اقتصادی .... نوعی ارتباط عاطفی و فرهنگی در جهت کشف نقاط قوت مشترک اهمیت پیدا می‌کند .... که در ادامه پیمودن این مسیر معنوی راهکارهای مهمی برای اتصال محکم و حرکتهای انگیزشی قوی بایستی بوجود آید ... که به یک معنی واژه زیبای  " عشق "    ... براستی مناسبترین  عبارت برای  ایجاد یک ارتباط پایدار و نا گسستنی همیشگی وجاودانه خواهد ماند.

                                                                                                مصطفی امیرخانی ( نوه فیاض طالقانی )

                                                                                  روستای تکیه ناوه طالقان

                                                                                            پنجشنبه 4 اسفند 90

نویسنده : مصطفی امیرخانی : ۸:۳۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٤
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم