مصطفی امیرخانی

شش سيگما و تحليل آماري و منحني نرمال

سایه های بلند تابستان داغ

دقیقه نود

... میگن !!! ... " درست معلوم نیست کی ؟ " ... آدمایی که دنبال سیاست و فلسفه هستن ... یا تئوریسین میشن ... آدمای مغرور و عصبی ... هستن که ... می‌خوان رئیس باشن ... ولی پشت پرده!!! ... نظراتشون رو میگن به آدمای اجرایی پررو!  ... یا شاید هم در بچگی اذیت شدن ! ... یا غمی تو دلشون هست !!! ...  " زبونم لال " ... یکی از اعضای خانوادشون معلوله یا مریضی صعب العلاج داره ... با همسرشون ناسازگاری دارن ... کسی تحویلشون نمیگره ... بد قیافه هستن ... از عشق شکست خورده هستن ... در بچگی زورکی زن گرفتن !!! ... یا هزار تا مریضی روحی و  روانی  ... خلاصه با عقده و کمبود هستن !!!

... بقیه مطلب ... در ادامه ...

 



دقیقه نود

... میگن !!! ... " درست معلوم نیست کی ؟ " ... آدمایی که دنبال سیاست و فلسفه هستن ... یا تئوریسین میشن ... آدمای مغرور و عصبی ... هستن که ... می‌خوان رئیس باشن ... ولی پشت پرده!!! ... نظراتشون رو میگن به آدمای اجرایی پررو!  ... یا شاید هم در بچگی اذیت شدن ! ... یا غمی تو دلشون هست !!! ...  " زبونم لال " ... یکی از اعضای خانوادشون معلوله یا مریضی صعب العلاج داره ... با همسرشون ناسازگاری دارن ... کسی تحویلشون نمیگره ... بد قیافه هستن ... از عشق شکست خورده هستن ... در بچگی زورکی زن گرفتن !!! ... یا هزار تا مریضی روحی و  روانی  ... خلاصه با عقده و کمبود هستن !!!

... یا اون طرف سکه ... فلاسفه ... آدمای عاقل و باهوش هستن که ... با تجربه و تعقل ... آخر دنیا رو فهمیدن ... از لذتهای زودگذر ... و خور و خواب و خشم و شهوت ... سیر شدن ... به انتهای دنیا رسیدن !!! ... نمی‌خوان احساس پوچی کنن و ... خدانکرده ... خودشون رو بکشن ... بلکه مثل میوه رسیده‌ای هستن که  می‌خوان ... بذر خوبی و محبت و معرفت ... رو تو دل بقیه افراد بکارن ... فکر مثبت دارن ... برای بهبود حرف می‌زنن ... فحش و ناسزا نمیگن ... تخریب نمیکنن ... از معروفیت و ثروت زیاد بدشون میاد ... خلاصه بچه مثبت و کاردرست و عاقلن !!!

 ... " خدا کنه مردم خوب ما، ... درک کنن ... که آدمای خوب کیا هستن ... قدرت آدم شناسی پیدا کنن "

... اینا مقدمه بود ... تازه میریم سر اصل مطلب !!!

... عباراتی مثل دقیقه نود یا اتوبوس جهانگردی اونقدر که بین مردم و نسل جوان کاربرد پیدا کرده که مثل یه ضرب المثل شده، البته قدیمیها زیاد بکار نمی‌برن ... ولی اینکه از فرهنگهای دیگه اصطلاحات یا ضرب المثل هاشون رو بگیریم ... ذوق زدگی فرهنگی ... یا تهاجم فرهنگی نیست ... این ارتباطات علوم اجتماعیه ... مگه اونا عاشق ابن سینا و خیام و حافظ نیستن ... پس یه تبادل دوطرفه است ...

... گفتم تبادل دوطرفه ... یادم اومد که خیلیها عینک آفتابی به چشم می‌زنن ...  منظورم اونایی که تو سایه هم میزنن ... اونا یه دید یکطرفه دارن ... یعنی از چشماشون تشویش و دروغ میریزه ... از نگاه به چشمهای مردم شرم دارن و میترسن ... ترس از چی؟ ... اینکه طبیعت خودش انتقامگیره ... یا بهشت و جهنم تو همین دنیاست ... اونایی که خودشون رو از مردم جدا کردن ... و با صد تا محافظ و جلیقه ... میرن تو مردم ... و از موضع قدرت حرف میزنن ... فلان باید بشه و به فلانی بگید حتماً انجام بشه ... دروغگو هستن ... سیاستمدارن ... اونقدر از تاریکی و تنهایی و  از خوابیدن می‌ترسن !!! ...آخه اینکه زندگی نشد ... با یه مشت قرص و صد تا آمپول تقویتی گرون قیمت که از بیت المال صرف میکنن ...!!! ... فقط یه مدت کوتاهی  زنده هستن و بعدها تو تاریخ ننگ جامعه میشن !!!

 ... با مردم بودن ... خندیدن ... راحت بودن ... عذاب وجدان نداشتن ... بذله گویی ... تنهایی مسافرت رفتن ... نمیدونید چقدر حال میده !!! ... اینا ارزشه ... اینا نیکنامیه ... جاودانگیه !!!

... بگذریم ... گفتم تهاجم فرهنگی ... یادم اومدم به شبکه فارسی وان  " با اون سریالهای معروف و مردم پسند مثل ویکتوریا ... و یا اون سالوادر سالینسا که عشق پیرزناست ...از نون شب براشون واجب تره " ... و مشابه اون شبکه های جدید تر و در راه ... مثل GEM  ... که با کیفیت بالا ... از بیشتر مناطق " به اصطلاح آسیب پذیر اجتماعی " بدون پارازیت دریافت میشه ... "

... میگن !!! ... مناطقی که بیشتر الله اکبر گفتن ... یا تو دید مستقیم آنتن برج میلاد هستن ... بیشتر پارازیت دارن ... "   الله و اعلم !!!

... خلاصه اونایی که بیشتر تحت تأثیر هستن ... " اونایی که از برج میلاد دور ترن " ... راحت و با کیفیت بالا ... فیلمهای جدید روز دنیا رو دوبله شده ... می‌بینن !!! ...

... اونوقت میگن ... تهاجم فرهنگی ... رسالت صدا و سیما ... وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ... چیکار کردین؟  ... چند تا فیلم و سریال خوب ساختین ؟؟؟... همه رو از تلویزیون پروندین ... با این فیلمهای آبکی ... با تبلیغات چند همسری ... آقا دیگه سلب اعتماد کردین ...!!!

... اونقدر دروغ و ظاهر سازی زیاد شده که یاد یه مطلب مدیریتی تو صنایع اوفتادم ... " مهندسی مجدد یا Re-Engineering  "  دقیقاً کار شماهاست ... یعنی چی ... ؟؟؟ ... وقتی که هر سیستمی که میارین و عمل نمیکنه و خوب جواب نمیده ... آخرین راه حل دگرگون کردن و دوباره ساختنه ... به این میگن " مهندسی مجدد " ...

... چند تا اصطلاح علمی هم تو صنعت هست که مشابه اون تو سیاست هم دیده میشه ...

... مثل " بنچ مارکتینگ " یا الگو گرفتن مثبت ... که بیشتر تو خودرو سازا مطرحه ... مثل رفتار جاری ها با یکدیگست !!!

... مثل محدوده کنترل کیفیت " به زبون ساده ... محدوده یا خط قرمزهای سه انحراف معیار یا 95 درصد یا حدود کنترلی " ...    یعنی  چی ؟ ... یعنی یه سیستمی داره خوب کار میکنه که حداقل 95 درصد محصولات یا نمونه ها حول محور میانگین باشن " ... خیر الامور اوسطها ... یعنی یه جامعه خوب یا نرمال ... مد و میانگین و میانه اون باید برهم منطبق باشن ... یعنی اکثریت افراد در قشر متوسط باشن ... هرچقدر مایه دار و فقیر  کمتر باشه ... ارتفاع نمودار نرمال بیشتر و به اصطلاح ... انحراف کمتره ... به همون نسبت هم حدود 99 درصد افراد داخل حدود کنترلی هستن ... خوب تو صنعت اگر چند تا نمونه ... " حدود دو تا سه نمونه با شرایط " ... از حدود کنترل یا خط قرمزها بیرون بیفتن ... خیلی راحت اونارو حذف می‌کنن... یعنی ... پخ پخ !!! ... بدون سرو صدا ...!!!

... ولی وقتی نمونه های زیادی از خط قرمز بیرون میرن ... دیگه نمیشه اونارو حذف فیزیکی کرد ... یا باید دروغ بگیم و اونارو نادیده بگیریم ... که بمرور ... سیستم از کارایی و اثر بخشی میوفته ... و کیفیت و قابلیت سیستم برای صادرات کم میشه ... دیگه مشتری نداره ... محصولش رو دست صاحبش میمونه و آخرش میگنده !!! ... یا اینکه باید خط قرمزهارو گشاد کنیم ... یعنی آزادی بیشتر و کیفیت پایین تری رو متحمل بشیم ... در نهایت باید متوسط یا میانگین جامعه رو به سمت نمونه های پرت بکشیم ... " خیلی سخت شد؟ نه ! ... راحته ! " ... یعنی باید به خواسته های اونا تن بدیم ... اگر تعداد پولدارا یا فقرا خیلی زیاد شد ... باید جلوی رانت و امتیاز رو بگیریم ... و به همین نسبت کار و درآمد مناسب برای ضعفا ایجاد کنیم ... گفتنش راحته نه ؟ ... همه همین شعار هارومیدن ... در ظاهر به همین سمت میرن ...!!!

... یعنی می‌خوای بگی ... " زبونم لال ، زبونم لال " ... ترویج ابتذال و بیکاری و اعتیاد ... دستیه !!!

... خوب یاد حرف یه استاد افتادم !!! ... دکتر سام آرام استاد جمعیت شناسی که از قرار ...  مشاور نابهنجاریهای اجتماعی در زمان رؤسای جمهوری قبلی هم بوده ... سرکلاس می‌گفت ... ما تو همین تهرون بزرگ با حدود 11 تا 12 میلیون جمعیت ... روزانه حدود 5000 مورد خلاف شرع داریم که ... با اینکه نیروی انتظامی خبر داره ... ولی کاری نمیکنه ... اینا سوپاپ یا سرریز جامعه بزرگه ... اگر برخورد کنی ... بدتر میشن ... میرن تو یه فاز دیگه ... و کنترلش سخت تر میشه ... به نسبت جمعیت چیزی نیست ...و قابل مشاهده برای قشر عوام نیست ... و توسط نیروهای امنیتی دقیق کنترل میشه ... تا گندش در نیاد ...!!!

... یا اینکه میگفت ... با آمار مستدل و آمار گیری جالب !!! ... بر خلاف تصور عوام ... بیشتر فحشا بخاطر فقر نیست ... با نمونه گیریهای جالب میگفت ... جامعه ما روز به روز به سمت بی بندو باری پیش میره ... خیلی از اقشار مرفه ... دیگه تن به ازدواج نمیدن ... تو خیابون راه میوفتن ... و از روی هوس و خواهش نفس ... هزار تا کار خلاف میکنن ... و عین خیالشون هم نیست ... اصلاً براشون سرگرمیه ... !!! ... اونوقت به فیلمساز رانت خوار ... پول میدن که فیلم فقر و فحشاء رو بسازه ... برای گول زدن مردم ... !!!

... یا اینکه به یه تعزیه خون و مداح ... رانت میدن تا بگه ... رنگ مشکی رنگ خوبیه ... برخلاف تمام استاندارد های رایج دنیا ... اونوقت ... چون دروغ گفته ... ودین و ایمانو اصالت  واقعی نداره ... دو روز بعد میره لس‌انجلس دنبال ... دنیا طلبی‌!!!

... اصولاً نهاد خانواده یک اجتماع اولیه برای درست کردن یه جامعه متشکل از خانواده هاست ... آیا به نظر شما VOA  خطرناکه ؟ ... که باید پارازیت بشه ؟ ... یا FARSI ONE  که دیگه خیلیها ... از بی سرگرمی بودن ... و بی بنزینی ... می‌شینن ... صبح تا شب فارسی وان نگاه ... اینا دیگه کم کم عادی شده ... همه چیزای بد میشه خوب ... چیزای خوب میشه بد !!! ...

اینا فلسفه مهدویت نیست ... کمی واقع بین هم باشید ... میدونید که به این قدیما میگفتن ... دیو وارونه کار ... !!! ... دیوانگی !!!

چرا راه دور بریم ... همین همسایه ما ... !!! ... خانم "ب"  همسایه ما که هر هفته سه شنبه ها یه جایی میرفت ... طرفهای قم !!! ... و با یه شوهر جدید میومد ... " هر دفعه هم خوش سلیقه تر و پخته تر می شد " ... در ظاهر آداب معاشرتش هم خیلی خوب بود ... میگفت پسر خاله و پسر عمومن ... به ماهم میگفت ... سه شنبه ها ... بریم اونجا! ... ولی شبها اونقدر سرو صدا و ... جیغ و هوار می‌کشیدن  ... که همسایه ها شاکی شدن ... صدو ده و 126 هم کاری نکردن ... فقط تذکر میدادن ...همین !!! ... میگفتن ... باید شاکی خصوصی داشته باشه ... یا استشهاد جمع کنین ... ولی همسایه ها ی دیگه ...  از ترس انتقام ... و یا بدتر شدن اوضاع ... کسی جرأت اینکارو نداشت و پیشقدم نمیشد ... خلاصه با صدتا نذرو نیازو سفره ابوالفضل ... بالاخره گورشو گم کرد و از اون محل رفت ... ولی کجا؟ ... شنیدم ... رفته ... فاز ... چند ؟ ... اکباتان !!! ... "  ... خدائیش این اکباتان هم ماجرایی داره ها ... !!! ... حالا ببینید !!! ... "

... یه مطلب دیگه هم بگم و خداحافظ ... !!! ... چون دیگه کمتر وقت میکنم مطلب بنویسم ... شاید بخاطر مریضی مادرم باشه ... که فکرمو مشغول کرده ... راجع به کیفیت !!!

کیفیت یعنی چی ؟؟؟ ... یعنی بهترین چیزا ... برای بهترین آدما ...

... حالا چرا یه دفعه فکر این مطلب افتادم ؟؟؟ ... خوب دلیل داره ... میگن فلان خودرو ساز رکورد تولید رو شکست ... یا یه خودرو ساز کوچیک ( با تمامی ابعاد ) ... از یه خودرو ساز دیگه پیشی گرفت !!! ... " منظورم از پیشی ... گربه نیستا !!! ... "

... لپ مطلب !!! ... می‌خوام بگم ... آقا ... خانم ... محترم ... باکلاس! ... چیز فهم ! ... تحصیلکرده! ... پیشرفته فکری و سیاسی ! ... متمدن! .... شما که دنبال کتاب ... " دولت عشق " میگردین ... شماها که ... دنبال شاخصهای ان ال پی هستین ... مدرسه غیر انتفاعی ... سرویس ... بهداشت ... امنیت ... غذای خوب ... لباس و گوشت باکیفیت ... ورزش " البته مصنوعی با ترد میل " ... مطالعه ... آداب معاشرت ... تعارف ... اینترنت ... مجهز به آخرین اطلاعات روز ... بقول خودتون همه چی کامل هستید !!!  ... ولی چرا پراید ؟؟؟ ... آخه پرایدم ماشینه ؟؟؟ ... یه قوطی کبریت متحرک ... با کمترین امکانات ... !!!

... یادمه چند سال پیش با درآمد حاصل از  پیکان  ... " که خیلی محکمتر و با مواد اولیه گرونتر ساخته میشد " ... چندین سازمان و نهاد سیرآب میشدن ... تازه یک سوم سودش هم میرفت برای سوبسید به سازمان حمایت از مصرف کننده !!!

... تمام مخارج و منافع هم ... ثبت میشد ... همه هم راضی بودن ... گفتن بخاطر آلودگی باید جمع بشه ... " میگفتن سودش ... سود سوز آوره " ... اونوقت همونا که جمعش کردن قول دادن دو سال بعد از پیکان ... پرایدم جمع کنن ... ولی چون دیدن پیکان مثل گاو شیرده بود ... از جمع کردن پراید پشیمون شدن ... چون سودش از پیکان بیشتره ... تازه از سودش هزاران کار خ ... میکنن ... نه جایی ثبت میشه ... نه به مجلس مربوطه ... نه به مردم ... !!!

... تازه اگه میدونستید ... طراحش کدوم کشوره ... و وسایل یکدکیش از کجا تآمین میشه ... دیگه حتماً نمی خریدین !!! ...

... خودتون قضاوت کنید !!! ... ببینید چه کسایی مدیرای اونجان ؟ ... از کجا اومدن؟  ... طرز فکرشون چیه ؟ ... پولش تو جیب کیا میره ... خرج چه کارایی میشه !!! ... اگه میدونستید ... دیگه پراید نمی‌خریدین !!! ... چون سزای گرونفرش ... نخریدنه ... !!! ... میپرسین ... پس چی بخریم ... حتماٌ ... ام وی ام ؟؟؟ ... نه میتونید پژو آردی جدید ... بخرید ... هم محکمه ... هم با کیفیت تر  !!!

... چای خارجی و ایرانسل و همراه اول و نوشابه هم همینجوره ... کلی استفاده داره ... معلوم نیست ... کجا و در چه راهی خرج میشه ... !!! ... بهتره ... کمتر یا اصلاً استفاده نکنید... !!!

... اینا نصیحته ... سی سال اونا ... مارو نصیحت کردن ... گفتن ... مال دنیا جیزه !!! ... حالا آقا زاده ها هر کدومشون یلی شدن !!!

... حالا نوبت ماست ... نصیحت کنیم ... شاید سی سال بعد هم ... آقا زاده ما  هم ... بتونه یه کار نون و آب دار پیدا کنه !!!


نویسنده : مصطفی امیرخانی : ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم