مصطفی امیرخانی

شش سيگما و تحليل آماري و منحني نرمال

آشنایی با آمار - عوامفریبی با آمار

آشنایی با آمار - عوام فریبی با آمار

====

... میگن فلانی پولداره ... یه جوری میگن که ... انگاری پول دار بودن جرمه ... یا ... دیدیم تو این سریالای آبگوشتی ... همیشه ... بچه پولدارا ... آدمای جلف ولاابالی  و خنگ هستن ... ( فکر نکنید دارم از جناحی خاص دفاع می‌کنم ... یا خودم جزو بچه پولدارا هستم ... نه ... این خبرا نیست... ) ... پس هدفت چیه؟ ... چرا داری از پولدارا دفاع می‌کنی؟ !! ... چرا؟

... می‌خوام با این مثال راجع به آمارهای انتزاعی بگم ...!!! .. ( اوه!!! ... انتزاعی اصلاً یعنی چی؟ ... میدونی؟ ) ... رفتم تو اینترنت سرچ کردم ... یعنی ... خشک ، مطلق ، مجرد ، یا Abstract  ... حالا ... یک کم واضح تر بگم ... یک عدد تنها ... بدون مقایسه اصلاً اسمش آمار نیست ... ( مثلاً فلانی ... میلیاردره ... یک میلیارد تومن پول داره ... یعنی که چی ؟ ... آیا به این میگن پولدار!!! ... آره ... تو اصطلاح عوام ... به این میگن پولدار ... چرا؟ ) ...  چون ناخواسته و اتوماتیک وار ذهن آدم ... با ... میانگین ...  ثروت جامعه و با پول تو جیبش مقایسه میکنه ... ( مقایسه !!! ) ... درسته ! ... هر آماری با مقایسه ... ارزش خودشو نشون میده ...

... پس اینکه فلانی و بچه هاش ثروتمند هستن ... به تنهایی ... جرمی و خلافی واقع نشده ... ( خود اسلام سرمایه داری رو نفع نکرده ... و صد البته با پول و ثروت باعث ... نشر اون شده ... تو تاریخ اسلام هست !!!) ...

... عمده هدف من از این ... توضیحات اینه که ... مفهوم و مسیر و به اصطلاح امروزیها ... مهندسی ثروت ... یا ثروت اندوزی ... رو نقد کنم ... تا شاید اگه ... خدا بخواد ... ذهنیت عامه ... نسبت به این جرم تلویزیونی !!! ... تغییر کنه ...  

... ( بدبختی بزرگ ما ایرانیها اینه ... که کسایی که دسترسی به اینترنت دارن ... و گهگاهی ... این نوشته ها رو میخونن ... اکثراً ... با سواد هستن ... و این مفاهیم رو بلدن ... ) ... برای همینه که اینترنت تو ایران رشد نمیکنه ... چون مثل تلویزیون خصوصی و مردمی ... سطح آگاهی عوام رو میبره بالا ... نه مثل این تلویزیون دولتی که ... بزور ... میقبولونه که ثروت اندوزی بده ... و فساد آوره ... چی شد !!!

... خوب میریم سر اصل مطلب ... اینکه میگن حداقل حقوق ماهی 265 هزار تومنه ... برای من و شما ... قابل درکه ... چون با جیبمون مقایسه میکنیم ... ولی یه خارجی ... بخت برگشته ... با یک عدد 7 رقمی مواجه میشه ... و اولش ممکنه بگه ... به! به! ... چه خوب ... ما همش ... سه هزار دلار میگیریم ... پس مقایسه چیز خوبیه ... یعنی اصلاً بدون مقایسه ... هیچ عددی معنی آمار نداره ... درسته ؟

... خوب ... خدارو شکر ... تا اینجا که به کسی بر نخورده ... حالا اصل مطلب اینه ... آیا ثروت و ثروت اندوزی ... در کل ... عمل خوبیه ... یا خلافه ... ؟؟؟ ...

... البته با این تفاسیر ... کاملاً مشخص شد که ... ثروت اندوزی کار خلافی نیست ... مثلاً شخصی به نام " بیل گیتس " ... حتماً ... آدم دزد یا سالوسی نیست ... ( البته تو آمریکا ... یا تو ذهنهای آزاد من و شما اینجوریه ) ...

... پس مهم اینه که ... چقدر زحمت کشیده ... چقدر درس خونده ... چقدر استعداد داشته ... چقدر جامعه و قوانین کشورش  ... بهش کمک کردن ... اولش چقدر داشته و حالا چقدر داره... چند روزه به این ثروت رسیده  ... کی کمکش کرده ...

... البته تعداد اینجور افراد خیلی زیاد نیست ... و ... تقریباً اکثریت مردم ... در یک حد امکانات و رفاه دارن ... البته تو قشر و جامعه مشابه خودشون ... مثلاً ... جامعه هنرپیشه ها ... جامعه کارگرا ... جامعه وکلا ... جامعه پزشکان ...

... پس هر کسی تو صنف خودش ... قابل مقایسه است ... ( یک کم شبیه ... درسهای اولیه کمونیستی شد ... نه ؟ ) ...

... البته نمیشه گفت چون کمونیستها ... از کلمات  ... صنف ... سرمایه داری ... کارگر ... زیاد استفاده میکنن ... پس گفتن اینها کفره ... و من هم کمونیست و کافر هستم ... نه ! ...

... هدفم ... از این نوشته کلاً اینه که ( ...البته تا حالا ... سه بار هدفمو گفتم ) ... یک عدد تنها آمار نیست ... باید حتماً مقایسه بشه ...

و صرف یک مقایسه هم کافی نیست ... باید شاخص داشته باشیم ... مثلاً ... حقوق ما امسال حدود 8 یا 9 درصد اضافه شد ...

... خوب ... نسبت به هزینه ها ... یا افزایش هزینه ها ... ( یا تورم!!! ) ... خوب نیست ... چرا؟

... اصلاً ... تورم یعنی چی ؟ ... چرا اینقدر بده ... معنی وحشتناکی داره ... بوی فقر میده ... روز بروز ... وضع بدتر میشه ... هرچی بیشتر اضافه کار وامیستیم ... باز هم نمیتونیم ... یه مسافرت خارج از کشور بریم ... ( آخرش من از بی مسافرتی دق میکنم ) ...

 ... لپ کلام ! ...  باعث و بانی ایجاد تورم ... کم تولید کردن ... و درآمدهای بدون زحمته ... چرا؟

... فرض کنیم ... یه جامعه ابتدایی یا بدوی ... همشون تولید کننده و زحمتکش هستن ... مبادله پایا پای ... یا کالا با کالا ... دارن ...

اگر مزد یک روز کارگر ... مثلاً ... ده کیلو گندم باشه ... ( اگر اتفاق بد ... خشکسالی ... ناعدالتی ... و ... امثالهم نباشه  )  ... همیشه این نرخ مبادله ثابته ... یعنی زحمت و کار ... کشاورز ... با زحمت و کار ... کارگر ... برابره ...

... پس چی میشه که این معادله بهم می‌خوره ... یا ... 1-  تعداد کارگر زیاد میشه ... یا 2-  گندم کم میشه ... در حالتی که کارگر زیاد میشه ... یعنی بیکاری زیاد شده ...  و در حالتیکه گندم کم شده ... ( فرض کنیم اگر احتکار هم نشده ) ... تولید  کم شده ... ( منظور همان تولید ناخالص ملیه ) ...

... پس دقیقاً آینه عملکرد یک دولت ... یا خروجی یک دولت همون ... نرخ تورمه !!! ...

... حالا اگه شما فرشته هم باشی ... هر چقدر هم خوب باشی ... با نظم و با تربیت ... و درستکار و صادق ... باشی ... خروجیت مهمه ... یعنی جواب نهایی حل مسئله ... ( ... تو این آبادی کسی به راه حل نمره نمیده ... یه راست معلما میرن ... سراغ جواب ... ) ...

... البته ممکنه ... ممکنه! ... تو کارنامه بچه های ابتدایی و کودکستان ... نمره انظباط هم یه ذره  تأثیر  داشته باشه ...  ولی در مقابل درسهای جبر و حساب و هندسه ... نمیتونه ... به تنهایی ... باعث قبولی بشه ... اصلاً ... تو دانشگاه ... یا ... سطوح بالای تحصیل ... فرض بر اینه که همه نمره انظباطشون بیسته ! ... چون گلچین شده هستن ... پس اگر نمره انظباط و راه حل ... رو حذف کنیم ... فقط ... میمونه خروجی ... یعنی نرخ تورم !!! ... خدائیش  تورم این چند سال زیاد نبوده ... ( مدیونید اگر دروغ بگید ... 25 درصد تورم آیا درسته؟ ) ...

... میگن نه!!! ...  خود بانک مرکزی ... دقیق حساب کرده ... مگه کشکه ... مگه احساسی هم میشه ... حساب کرد ... نه ... تو منافقی ... دشمن دولتی ... از آمریکا و انگلیس پول گرفتی ... این حرفهات اسلام رو ضعیف میکنه ... تو دشمن ایرانی ... تو مروج بی حجابی هستی ... تو هرج و مرج طلبی ... اصلاً  تو با نظام مخالفی ...  به انقلاب ضربه زدی ... !!! ... فحش دادی ... توبه کن!  ... کافر ... بی دین ... مرفه ... برای این انقلاب و برای این نظام چه زحمتی کشیدی؟ ... جبهه نرفتی ... نماز نخوندی ... مالیات ندادی ... دزدی کردی ... خود فروش!!! ... بی شرم وحیا ... از فردا آب و برقت رو قطع میکنیم ... تا این مطالب رو پاک کنی ... همچین ... بایکوتت کنیم ... که جم بخوری ... هزار تا پرونده برات میسازیم ... !!! ... به جرم ... !!! ...

... یه مثال کوچیکم بزنم ... و خداحافظ ... آیا خود بانک مرکزی که دولتیه ... میتونه مرجع مطمئنی باشه ... برای محاسبه تورم ... ( بر فرض اینکه تقیه و مصلحت و روابط ... در کار نباشه ) ...

... تو صنعت ... دو تا  ابزار ... مثلاً دو تا  خط کش ... هیچوقت مثل هم نیستن!!!  ... چون ... سانتیمتر استاندارد توی خارجه ... کپی اون میاد سازمان استاندارد ایران ... کپی اون و صدها کپی دیگه ... میره تو صدها چاپخونه ... تا میشه خط کش ... پس تو این کپی کاریها هر دفعه یه خطای کوچیک هم ... باشه ... هی بزرگ و بزرگتر میشه ... مثل ترازوهای کسبه ... که هر چند وقت یکبار ... با معیار استاندارد سنجیده و کنترل میشه ... به این کار تو صنعت میگن ... کالیبراسیون ... ( سخته ...!!! ... کاری بهش نداریم ... !!! ) ...

... فقط یک سئوال میکنم .... و خداحافظ ... آیا به نظر شما ... خود قصاب  ( یا تنهایی ... یا با شاگردش ) میتونه...  ترازوشو ... کالیبره کنه ؟؟؟ ... تا بعد ...

نویسنده : مصطفی امیرخانی : ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم