مصطفی امیرخانی

شش سيگما و تحليل آماري و منحني نرمال

نوشته ای به دلتنگی گلهای حسرت شهریور ماه طالقان

AliReza Amirkhani Son Of Mostafa Amirkhani

... اونموقعها ... قدیم قدیما ... وقتی مدرسه می‌رفتیم ... آخرای تابستون ... یعنی اواسط شهریور به بعد ... گلهای سفید لطیف و نازکی از زمین در می‌اومد ... مثل گلهای زعفران ... که بهش می‌گفتن ... گل حسرت ...

... لطفاً ادامه نوشته را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید.  با تشکر


گل حسرت ... چه اسم قشنگی !!! ... حسرت از چی ... حسرت از سه ماه بازیگوشی ... سه ماه غفلت ... سه ماه بی برنامگی ... سه ماه خواب و استراحت ... سه ماه تنبلی ... !!! ... همه همینجور بودن مثل ما ... ما که حالا قشر متوسط بودیم ... بعضی بدبخت بیچاره ها میرفتن کار می‌کردن ... تا خرج تحصیلشونو درآرن ...

... بعضی ها هم که کمی کودن و خنگ بودن ... می‌رفتن کلاس تقویتی و امتحانات تجدیدی و تکماده و ... بزور درس می‌خوندن...

... بعدم ... که روزای اول مدرسه و ... گریه و کتک و ... فراموشی جدول ضرب ...

... ولی یه مثل قدیمی میگه ... پائیز یه جورایی بوی غم و نیستی میده ... ولی به خدا اینجوری نیست ... این حس لعنتی رو طبیعت به ما میده ... انسان که درخت نیست ... تازشم ... بعضی درختها همیشه سبزن ... ( ...  این شعارسیاسی نبودش !) ...

... این احساس انسانه که از دور و برش ... حس میگیره ... اگر قلبت از سنگ از هم باشه ... ( که نیست! ) ... بازم غم و شادی ... بهت اثر میذاره ... درسته کنترل حواستو ... کامل به دست آوردی ... اشک تو چشات جمع نمیشه ... ولی می‌ریزی تو دلت ... مثل یه آب انبار ... یه دفعه سر ریز میکنه ... دلت می‌خواد زار زار گریه کنی ... برای کی؟ ... برای چی ؟ ... برای امام حسین؟ ... برای مظلومیت؟ ... برای دل خودت؟ ... حالا هر جوری که باشه بالاخره گریه گریس دیگه !!!

... با قلبی مالامال از اندوه و حسرت!  ... آره یه جمله احساسی برای همدردیه !!! ... حسرت از چی؟ ... بزرگترین حسرت از فرصت سوزی ... فرصت سوزی؟! ... یعنی چی ؟ ... یه کمی فکر کن ... (کمی تأمل و مکث!!!) ...

... همه اینجورین ... فکر نکنید ... من و شما ... نبودیم ... حتی کله گنده ها و شاعر و نویسنده ها هم بودن ... تو شعرها و نوشته هاشون ... دیده میشه!! ... مثل این شعر معرف که میگه... ای که پنجاه رفت و در خوابی !!! ... اینم باز یه حس بشریه ... بچگی می‌طلبه که بازی کنی ... جوونی می‌طلبه که شادی و مستی کنی!!! ... درستشم همینه ! ...

... امروز وقتی صبح خواب موندم ... و با تاکسی اومدم سر کار ... تو تاکسی دنیا با دنیای سرویس فرق می‌کرد ... پیش خودم گفتم ... این بشر این انسان ... ( منظورم همه انسانهاست ) ... چقدر حقیر و فانیه ... این احساس سر مستی و غرور ... به انسان حس برتری میده ... چقدر خوبه آدم تو بهترین شرایط روحی ... از بدترین شرایط بنویسه !!! ... این اسمش ناشکری نیست ! ... بلکه برعکس به نوعی شکرگزاری هم هست ... غافل نشدنه ... قدر شناسی از لحظات خوبه ... دور شدن از گرداب خوشیه !!! ... و از این جور حرفا دیگه !!!

... بنی آدم اعضای یکدیگرند ... اجتماع ... احساس ... عاطفه ... عشق ... دوستی ... معرفت ... عقل ... خیر و برکت ... معنویت ...

... واقعاً  واژه های قشنگ و پر معنیه !!! ... که کم کم تو دنیای سایبر یا دنیای مجازی ... داره از بین میره ...

... ایمیل و اس ام اس ( پیامک ) ... اینترنت ... چت روم ... گیم نت ... سایتهای تفریحی ... سایتهای خبری ... تلویزیون ... رادیو ...

...  همش غیر واقعیه ... همش چرته ... همش گول زنکه ... همش جهت داره ... همشون برای گول زدن ماست ...

... مثلاً ، همش میگن چای خوبه ! ... ضد سرطانه ! ... فلوراید داره ! ... شما هم فوری دربست باور میکنید؟ ! ... چون خودتونو باور نمی‌کنید ... مگه اونایی که میگن ... عقل و سوادشون از شما بیشتره؟ ! ... چرا خودتونو دست کم گرفتین!!! ... خدا این عقل و به انسان داده برای چی؟ ... برای گول زدن عوام؟ ... برای زرنگی؟ ... برای بهره‌کشی ؟  ... یه کم فکر کنید ... برای چی اینقدر دهن بینید ؟ ... این دو گوله ها رو کار بندازین ... یه کم فکر کنین ... کتاب بخونید! ... از این مجله ها و روزنامه های زرد و در پیت نخونید!!! ... اینا برای پر کردن شکمشون نیاز دارن فروش کنن؟ ... تمام مطالبشون ... همون اینترنت و ایمیله ... مکتوبش کردن!!! ...

... اینقدر تلویزیون نگاه نکنید ... مغزتونو ...  فکرتونو ... تسخیر می‌کنن ... بلا نسبت ما رو اح... فرض کردن ... هرچی دلخواه خودشونه ... به زور به خورد ما میدن ...

... نگید این حرفارو بلدیم ... اگه بلدید ... پس چرا همش فکر و ذهنتون شده ... جومونگ و فوتبال ... که چی ؟

... میدونید اگه همه به خودباوری برسن ... همه به درک و شعور سیاسی برسن ... خودمون خوب و از بد تشخیص بدیم ... دکان و بازار ... خیلیها تعطیل میشه ... خرافات و دروغ ... خیلی زود جمع میشه ... جامعه سالم میشه ... احساسات نوعدوستی و عاطفه دوباره برمی‌گرده ... عظمت و شکوه دیرینه ... باورهای غلط جاشونو میدن به ... فرهنگ، ادب، هنر، رفاه  واقعی و فرصتهای طلایی برای پیشرفت ...!!!

... صداقت ... صمیت ... اعتماد ... تفکر ... تدبر ... یادش بخیر!!! ... چه واژه های قدیمی و نا مأنوسی شدن ...

... ماهی رو هر وقت از آب بگیری ... از همین حالا شروع کنیم ... تنبلی رو کنار بذارین ... کتاب بخونید ... فکر کنید ... تو اتوبوس ... تو صف ... تو بازار ... حرف بزنید! ... بپرسید! ... بحث کنید! ... ایده بگیرید! ... دست آخر هم وبلاگ بزنید و بنویسید! ... ( یه وقت فکر نکنید من عقل کلم ... منم ممکنه ... دروغ بگم ... به من هم اعتماد نکنید! ... خودتون هرکاری که صلاح می‌دونید بکنید...) ...

... انقلاب ... قانون ... سیاست ... ترور ... خشونت ... جنگ ... مهمات ... اسلحه ... مخملی ... جنگ سرد ... شکنجه ... بازجویی ... خط قرمز ... دین ... دنیا ... وطن فروش ... مرفه بی درد ... فقر ... فحشا ... تجاوز ... دزدی ... سوء مدیریت ... پارتی ... باند بازی ... نوکر ... جیره خوار ... مزدور ... مزور ... دورو ... منافق ... فاسق ... محجور ... خون ... اعدام ... کشتار ... کشور ... سپاه ... ارتش ... بسیج ... مردم ... ملت ... توده ... کارگر ... زحمتکش ... تنگدستی ... بی عدالتی ... زور ... جنگل ... رشوه ... باج ... چاپلوسی ...

... همه این واژه ها شدن کفر ابلیس ...  خرابشون کردن ... از بس که برای رسیدن به مقاصدشون استفاده نابجا کردن ... ارزش واقعی و معنای درستشون رو از دست دادن ... ( منظورم گروه سیاسی یا جناح خاصی نیست - کلاً همه اینجورین، با سیاست بازی می‌کنن و فکر من و شمارو مشغول می‌کنن ... حتماً نفعی براشون داره! ... من و شما رو بازی میدن ... آخرش می‌بینی همشون یه جورن ... هرکسی به فکر گروه و باند خودشه ... هیچکس ... هیچ بشری تنهایی نمیتونه ... به فکر مردم باشه ... این خود مائیم که سرنوشت خودمون رو می‌سازیم ... ) ...

  دیگه کاری کردن که کسی جرأت نمیکنه از این واژه‌ها تو نوشته هاش بکار ببره ... رنگ و بوی سیاسی گرفتن ... تاریخ مصرفشون رو از دست دادن ... ( ... یه دفعه فکر نکنین عمق معنا شو میگم ... منظورم فقط ظاهر کلمه است ... ) ...

... خوب چیکار باید کرد؟ ...  حتماً میگین باید دنبال کلمات جدیدی باشیم ! ... یا اصلاً در نوشته ها از این عبارات استفاده نکنیم! ... ( فعلاً  تا اوضاع سیاسی ثابت نشده) ... نه ! ... اینا راه حل نیست! ... یه واژه غریب و نامأنوس جدید ... مثل بالگرد ... سالیان سال طول میکشه تا تو زبون عامیانه جا بیوفته ... یا اینکه مثل غذا خوردن ... یه نیازه روز مرس نمیشه که اصلاً بکار نبری ...

... اصلاً منظورت چیه ؟ ... چرا دنبال دردسر می‌گردی ... تو که غمی نداری ... شکمت که سیره ... خوشی زیر دلتو زده ... چرا می‌خوای بنویسی؟ ... برای کی؟ ... برای چی؟ ... حتماً می‌خوای معرف بشی! ... هوس کردی مثل اون خبرنگاره بری پاریس ... فیلت یاده هندوستون کرده! ... همه اینا افکارزود گذر یه نویسدس ... اول باید بفهمی که چی می‌نویسی ... بعد هدف از نوشتن مشخص بشه ... بعدشم که عواقب نوشته ها تو قبول کنی ... به این چرخه میگن PDCA  ... تو اصطلاح علمی هر کاری باید یک پلن یا هدف و برنامه داشته باشه ... بعد ... مرحله ... دوو ... یا انجام کاره ... سومین مرحله هم ... چک ... یا نظر سنجیه ... آخرین مرحله هم اکشن ... یا اصلاح وضعیت قبلیه ... یا پیشرفت به تعالی ... بدون اشکال ... یا کامل شدنه ...

... پس ای آدمای ماشینی،... آدمایی که حصار بی اعتمادی دور خودتون کشیدین ... راحت زندگی می‌کنید ... غم نون ندارین ... دنیاتون فقط خودتون و خانوادتونه ... دروغ و کلاهبرداری راه درآمدتونه ... ماهواره و شمال زندگیتونه ... بیلیارد و گلف سرگرمیتونه ... از بشر بودن فقط راه شکمتون رو یاد گرفتین ...  آدمای بی معرفت که همش غرق زر و زور و تزویر شدین ... آماده باشین که ... یه موج جدید نارضایتی ... تو راهه ... بابا مردم از این مدیرای تکراری و بی کفایت خسته شدن ... مملکت ما نفت داره ... زمین داره ... آب داره ... جوون با استعداد داره ... عقلتون چی میگه؟ ... ما لیاقت پیشرفت داریم ... ما تمدن سه هزار ساله داریم ... ما دین و ایمان پیشرفته داریم ... ما تعصب و غیرت داریم ... ما از بیکاری و اعتیاد ... دروغ و نیرنگ خسته شدیم ... بوی 57 میاد !!! ... اینبار پادگان و مشروب فروشی هدف نیست ... بهوش باشین ... این دفعه ... مدیرای بی کفایت ... کاخهای شمال شهر ... ویلاهای شمال ... ماشینهای گرون قیمت ... ثروت های نامشروع هدفن ... مواظب خودتون باشین ...

... از ما گفتن ... همیشه یه قانون ریاضی میگه ... آخرش مسئله حل میشه ... مسئله! ... مسئله دیگه چیه؟ ... مسئله تبعیض و بی عدالتیه! ... خودتون رو به اون راه نزنید ... صورت مسئله رو پاک نکنید ... به خودت نگیر !!! ... ناراحت نشو! ... منظورم تو نیستی که ! ... این چند غاز که داری ... پولی نیست که ! ... منظورم ... سوپر میلیاردران ... اونایی که انقلاب و دین و فراموش کردن ... از رانت استفاده کردن ... تجارت انحصاری دارن ... اسکله و گمرک اختصاصی دارن ... منظورم اونا هستن ...

... حضرت علی گفته ... همون دین و قرآنی که راه به راه برای سود بیشتر سرش قسم می‌خوری! ... گفته ...

... هیچ کاخی درست نمیشه ... مگر کوخی کنارش ایجاد بشه ... این همه ثروت خدادادی کشور ... کجا رفته ... همش که تو جیب خارجیها که نرفته! ... همین جاست ... دور و بر خودمون رو نگاه کنید ... کمی بالاتر از میدون ونک ...

... یه عمر، صبح تا شب که بدویی ... کار مفیدم که انجام بدی ... ثروت حلال و مشروع که داشته باشی فوقش بتونی ماهی 10 میلیون درآری ... مالیات در رفته و با خمس و ذکات ... حلال ... کلآً بتونی یه 200 یا 300 متر آپارتمان تو شمال شهر بخری ... پس بقیش از کجا اومده ...

... قانون از کجا آورده ای؟ ... حرف چرتیه! ... سوفافه! ... گول زنکه! ... مردم گرسنه فهمیدن ... برای یه جامعه سالم باید آدماش سالم باشن ... آدم سالم احتیاج داره پروتئین حیوانی مصرف کنه ... مثل نون و اّب ضروریه ... کجاست؟ ... کجاست قدرت خرید گوشت کیلو 10 هزار تومنی ؟ ... کجاست؟ ... کجاست؟ ...

... پاشید کیف و کلاه کنید ... اول مهره ... باید جواب پس بدین ... باید به معلم  جواب بدین ... باید کتک بخورید ... باید تکلیفهای نانوشته رو دوباره بنوسید ... صد بار بیشتر ... جریمه بشین ... تا تازه مثل بقیه همکلاسیها بشین ...

... خدائیش دروغ و جفنگ نمیگم ... این پول نفته که کارمندای دولت ازش ارتزاق میکنن... کارمندایی که بهره‌وریشون صفره ... یعنی 20 دقیقه در روز کار مفید میکنن و ... به اندازه 20 دقیقه انرژی مفت و رایگان مصرف میکنن ... یعنی بازدهی صفر... خصوصی سازی کشکه ... شرکتهای ورشکسته رو خصوصی میکنن ... آقا تولید نداریم ... روستاها خالی شدن ... مسافر کش زیاد شده ... کارگر ساختمونی زیاده ... ساختمون سازی صرف نداره ...

... بالاخره گندش درمیاد ... فحشا زیاد شده ... دلالی زیاد شده ... شغلهای کاذب زیاده ... روزی چند بار برای فروش جنس پیامک و تلفن می زنن ...

... بازار رونق نداره ... کاسبها عصبانی و ناراحتن ... به خدا اینا حرفای خودمه، دیده‌های خودمه ... حرفای پیک نت و VOA  نیست ...

... غولهای اقتصادی دنیا ورشکست شدن ... نفت اگه بشه 20 دلار ... کارمندا حقوق ندارن ...

... ولی بدبخت نمی‌شیم ... تازه  مجبور می‌شیم کار کنیم ... بهره ‌وری، تولید، خصوصی سازی، تعاونی و اقتصاد معنی واقعیشون رو پیدا می‌کنن ... مردم کمتر مصرف می‌کنن ... دلال‌ها و واسطه  ها برمیگردن به روستاهاشون ... تهران خلوت میشه ... بنزین گرون میشه ... یخچال ارزون میشه ... ( ولی توش خالی میشه !!! ) ... فریزر میشه مفت ... ولی لوبیا ، نخود فرنگی و هویج بجای گوشت و مرغ توش میریزن ... آره ... بخندین!!! ... ولی ببین چه روزی گفتم ... اونایی که برای ظهور حضرت مهدی (ع) ... عجله دارن ... به آرزوشون رسیدن ... آگاه باشید!!! ... تا بعد ...

 

نویسنده : مصطفی امیرخانی : ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم