مصطفی امیرخانی

شش سيگما و تحليل آماري و منحني نرمال

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ( علیه السلام )

 

مشهد مقدس خرداد 1389

 

جاتون خالی ... چند روزی رفته بودیم ... پابوس امام رضا ...

خلاصه ... هرچی بگم ... کم گفتم ... جاتون واقعاً خالی ...

... هر چند وقت یکبار لازمه ... واقعاً آدم اینجور جاها چیزایی میبینه  ... حتی اگر کافر هم باشی ... موها رو به تن آدم سیخ میکنه ...

... خیلی چیزا ... مثلاً افراد خارجی و تر تمیز که تازه مسلمون شدن ... یا اون پیر مردهای کفشدار امام رضا که با زبان انگلیسی مسلط با خارجیها حرف می‌زدند ... یه معنویت خاصی در مردم اونجاست ... آدم دلش می‌خواد ... بره اونجا زندگی کنه ...

... از همه مهمتر ... چیزی رو دیدم که واقعاً آدم رو میبره به فکر ...

... یه روز رفته بودم بیرون برای خرید میوه ... این آقای میوه فروش با چنان صبر و حوصله ای موزهای کوچیک و بزرگ رو جابجا می‌کرد تا قیمتش مثلاً به کسر 25 تومن روند بشه ... آخرش هم نشد ... و با دوتا گوجه سبز اضافه ... گفت ... آقا راضی باشی ... حلال کن ...

... اونوقت میای این تهرون خراب شده ... میبینی، مسافرکش نامروت که تو یه مسیر ثابت دو سه کیلومتری ( بهبودی و شادمان ) ... از همه ... چه صد متر بری ... چه دو کیلومتر ... دویست و پنجاه تومن میگیره ... تازه بجای مسافر پیاده شده ... بازم مسافر سوار میکنه ... آخه حلاله ... این پارکومتر و تاکسیرانی حرف چرندیه... فقط شعاره ... شعار اسلام نمایی !!! ...

... بساز بفروشا از همه بدترند ... ارتفاع پله ها رو بالا میگیرن ... پا گرد رو کوچیک میکنن ... آسانسور ارزون میذارن ... تیرآهنهای پوسیده خونه قبلی رو بکار میبرن ... تو ادارات مربوطه کانال دارن ... مهندسو می‌خرن ... هزار تا کار خلاف میکنن ... خونه متری یه میلیونو ... دو میلیون میفروشن ... یعنی صد در صد سود ... کدوم اتحادیه و صنفی به کار اینا نظارت میکنه ... اصلاً همچین سودی حلاله؟؟؟ ...

نویسنده : مصطفی امیرخانی : ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم